ابراهيم اصلاح عربانى
122
كتاب گيلان ( فارسى )
سيد حسن تقىزاده كه در آن زمان ، خود با مشروطهخواهان همگام بوده دوازده نفر از رؤساى نهضت مشروطيت را در بثمر رسانيدن انقلاب از ديگران مؤثرتر مىشمارد كه چهار تن آنها به اردوى انقلاب گيلان تعلق دارند . مورخان و محققانى كه درباره انقلاب مشروطيت به تحقيق پرداخته و آثارى در اين زمينه منتشر ساختهاند از جمله ناظم الاسلام كرمانى مؤلف تاريخ بيدارى ايرانيان ، احمد كسروى نويسنده تاريخ مشروطهء ايران و دكتر مهدى ملكزاده مؤلف تاريخ انقلاب مشروطيت ايران از نقش مؤثر مردم گيلان در انقلاب مشروطيت به تفصيل سخن راندهاند . احمد كسروى مىنويسد : « بايد گفت چون جنبش آزاديخواهى در ايران برخاست پس از آذربايجان گيلان دوم جايى بود كه مردم معناى آن را دريافته از روى خواست و آرزو در آن پا نهادند و شور مشروطهخواهى در دلها ريشه دوانيد . اين است چون محمد على ميرزا به باغشاه گريخته با مجلس بنياد نبرد گذاشت در آن دو سه هفته رشتيان نيز از جان و دل به يارى مجلس برخاستند و آواز به آواز تبريزيان انداخته پيشنهاد بر كنار كردن محمد على ميرزا را از تاجوتخت به همهجا رسانيدند و كار به آنجا رسيد كه بازار را بسته و آماده جنگ ايستادند و اين است چون آگاهى از تهران درباره توپ بستن به دار الشورى رسيد با حكمران و سپاهيان او به جنگ برخاستند و سه تن از ايشان كشته شد ، چهارده تن زخمى گرديدند و پس از اين گزند بود كه چون ياراى ايستادگى نداشتند ناگزير شده خاموشى گزيدند . . . در ماه دى كه اسپهان شوريد در رشت نيز جنبوجوشهايى ديده مىشد و كسانى در قونسولخانه عثمانى گرد آمده عنوان مشروطهخواهى مىنمودند . در آن روزها بسيارى از مردم دچار اين كوتاهانديشى بودند كه شورش را تنها بستنشينى مىدانستند و آن را كار بزرگى مىشماردند . ولى در رشت بيرون از اينرويهكاريها دستهاى در نهان مىكوشيدند تا شورش درستى برانگيزند . اينان معز السلطان و برادرانش و چند تن ديگرى بودند . » « 1 » دكتر مهدى ملكزاده در همين زمينه مىنويسد : « انقلاب رشت مقام مهمى در برقرارى حكومت ملى و مشروطيت ايران دارد كه درخور دقت و مطالعهء دقيق است و دانستن و پىبردن به ريشه و علل موجبات آن از نظر فلسفهء تاريخ حائز اهميت بسيار است . مردم گيلان مخصوصا ساكنين رشت و بندر پهلوى كه در آن زمان بندر انزلى خوانده مىشد بيش از ساير نقاط كشور استعداد قبول رژيم نو و مشروطيت را داشتند . علت اساسى اين استعداد بيشتر از اين حقيقت سرچشمه مىگيرد كه گيلانيها كمتر از ساير مردم ايران گرفتار قيودات و خرافات بودند و كمتر مرض رياكارى و سالوسى در آنها ديده مىشد . بعلاوه از ديرزمانى به واسطه نزديكى و رابطه تجارتى كه با روسيه و قفقاز مخصوصا بادكوبه و تفليس داشتند و مسافرتهائى كه به آن نواحى مىكردند و معاشرتى كه با مردم آن ديار داشتند تا حدى از افكار نوين آگاهى پيدا كرده بودند به همين علل همينكه انقلاب مشروطيت در تهران ظهور كرد مردم رشت و بندر پهلوى بدون درنگ و ترديد آن نهضت ملى را با آغوش باز استقبال كردند و خود را طرفدار مشروطيت اعلام نمودند و چنانچه در واقعهء ميدان توپخانه و بمباردمان مجلس تعطيل عمومى كردند و در تلگرافخانه مجتمع شدند و صدها نفر مسلح گشته و براى رفتن به تهران و يارى ملت آمادگى خود را اعلان داشتند ؛ اين احساسات مردم گيلان به خلاف بعضى از شهرستانهاى ايران مصنوعى و تصنعى نبود و به عقيده قلبى آنها اتكاء داشت . » « 2 » نويسنده تاريخ انقلاب مشروطيت ايران كه از هرفرصتى براى نشان دادن نقش مؤثر مردم گيلان در نهضت مشروطيت استفاده كرده در جاى ديگر مىنويسد : « . . . انقلاب گيلان با وجود موانع بسيار و قدرت و نفوذ دولت روسيه و حكومت مركزى به درجهاى ماهرانه و از روى نقشه صحيح و زحمات طاقتفرسا و عقل انجام يافت كه در تقديرات مشروطيت و روى كار آمدن حكومت ملى سهم مهمّى را حائز و درخور مدح و ستايش است . » « 3 » دكتر عبد الحسين نوائى در مقدمه مقالهاى تحت عنوان « انقلاب گيلان چگونه آغاز شد » مىنويسد : « نهضت مشروطه اگرچه در تهران صورت گرفت و بر اثر فداكاريها و زحمات مرحوم سيد محمد طباطبائى و مرحوم سيد عبد الله بهبهانى به اصطلاح آن روز سيدين سندين سرانجامى يافت اما افتخار حفظ و تجديد آن در درجه اول با دلاوران گيلانى و آذربايجانى است و اين رادمردان وظيفه حفظ مشروطيت ايران را به عهده گرفتند و انصافا در راه اين مقصود از جان و مال خود دريغ نكردند و به قيمت حيات خود توانستند بار پرمسئوليتى را كه به طيب
--> ( 1 ) . تاريخ مشروطهء ايران ، احمد كسروى ، انتشارات اميركبير ، جلد دوم ، چاپ هشتم ، 1356 ، صفحه 7 . ( 2 ) . تاريخ انقلاب مشروطيت ايران ، دكتر مهدى ملكزاده ، انتشارات ابن سينا ، جلد 5 ، صفحه 139 . ( 3 ) . همان كتاب ، صفحه 139 .